تبلیغات
معماری و دكوراسیون داخلی معماری و دكوراسیون داخلی - معماری مفهوم تبلور موجودیت نیاز انسان در حرمت امنیت است.
 

معماری مفهوم تبلور موجودیت نیاز انسان در حرمت امنیت است.

نویسنده: سحر خیری

 

انسان نیازمند وانسان بی نیاز بحث ایجاد و چگونگی فضاهای معماری می نمایند.
نیاز انسان به ابزارجهت راحت تن، مفهوم تمدن است، ابزار و چگونگی عادات قومی تلقین اشكال را میدهد
.
قبل از این كه به این عادات توجه نماییم، باید انسان را مدنظر قرار بدهیم،اندیشه شرق و تربیت اصیل شرقی كه از اشرافیت خاص آدمی برخوردار است، انسان و زوایایمخفی او را شاید بیشتر از دیگر اقوام به میدان نفوذ و شناخت آورده است، آنچنان كهبرای هر حركت و رفتاری نامگذاری نموده و هم چنان كه روشن است هنگامی نامگذاری میگردد كه آن فعل و یا واقعیت رفتاری حداقل برای گروهی معین روشن باشد تا در كلام جهتناصواب را بخود نگیرد تا شنونده در تداعی ها سرگردان نگردد، بلكه اعلام تجربه مشابهباشد و هادی به درك حقیقی موضوع گردد
.
این گونه شناخت از دقت و توجه والاییبرخوردار بوده و نشانه آنست كه تا چه اندازه متفكرین شرقی در گذشته رفتارهای انسانیرا مورد توجه داشتند و آن را با چه دقتی مورد بررسی و تحلیل و تجزیه قرار دادهاند
.
واقعیت این است كه آدمی بر اساس آنچه كه معتقد است رفتار می كند نه به آنچهكه نمود به كلامی می نماید. غزالی در این مورد توجه شایانی نموده و بررسی او باوراندیشه است
.
عوامل مؤثر در رفتار آدمی در این محدوده فارغ از بررسی و اعلام استاما نه این كه مورد بررسی قرار نگرفته باشد. این مطلب خود یك شاخه علمی است، ودارای نظریه های فراوانی می باشد كه بعضی از آن مورد توافق بوده و بعضی دیگر ازآنها در بوته آزمایش قرار گرفته است و تعدادی از آن هم مورد اختلاف است. به هر حال،زمانی تحت عنوان ریشه رفتار به نام روانشناسی و زمان به عنوان رفتار شناسی و دیگرعناوینی كه به خود اختصاص داده، شناخته شده بود، مثلا": رفتار گروهی در علم جامعهشناسی مطرح می گردد و مسایل آن مورد توجه است
.
این مقدمه كوتاه برای مطرح نمودناین موضوع است، كه معماری لباس رفتار فردی و گروهی یا قومی است، و نیاز مشتركشناخته شده گروهی یا قومی عنوان فرهنگ را دارد. یا به زبان دیگر فرهنگ، كردار یكقوم است. داد و ستد باورها بین اقوام به هر گونه كه باشد، اگر مؤثر واقع گردد باعثتغییر كردار قوم می گردد، كه نمود آن تغییر فرهنگ است. اگر این تغییرات برای توسعهانسان باشد مثبت بوده و اگر تأثیر آن جهت نزول نفس باشد، منفی است. این عوامل خودموضوع بحث روز است، البته بهتر است كه شخص با ارزشهای محدود خویش حكم به كلیت ندهد،مطلب این است، كه محك و مقیاس مورد نظر حداقل واقع بینانه باشد، تا عناوین مورد بحثبا آن ارزیابی گردد. نظر از واقع بین بودن این است كه سلیقه شخصی یا ارزشهای محدودفردی، عامل ارزش گذاری نگردد، زیرا كه ارزشهای محدود متأثر از فرد محدود نمی تواندكه حكم كلی نامحدود در جهان فیزیك (ناسوت) را داشته باشد
.
نظر از این مطلب نهاین است كه انسان را از محدوده قضاوت خارج كنیم، نه، بلكه یادآور می گردد، مطلبشناخت ردیف ارزشهای دو انسان است، یكی بی نیاز (انسان كامل و مكمل) دیگری همه نیاز،یكی در آرامش مطلق، دیگری متردد در باربری نظرات، هر دوی این انسان صاحب نظر وقضاوت است، فرق مطلب این دو انسان در ماندگاری كمی و كیفی است، حكم یا نظر اولی دربی زمانی است، و تغییرات در مباحث او راهی ندارد (اصل علم)، دیگری مدت ماندگارینظراتش یا حكمش به ساعت است، یعنی خود عین تغییرات است، یا به زبان دیگر پایه ثابتیبرای اظهار نظر ندارد
.
حال اگر پذیرفته شده باشد، كه معماری لباس متجسد اینرفتار ها است، بدون تردید، باید مفهوم اصالت معماری را در اصالت انسان ها جستجوكرد، و این انسان شاخص است كه شخصیت او در مفهوم علم، عامل شده و به لباس قومی خوداصالت می بخشد. اقوام یا اجتماع انسانی همیشه متأثر از وجود ارزشمند این گونهشخصیتهای بارز بوده است. شاهد و شاخص مطلب، وجود ارزشمند انبیاء و اولیاء است كهسنتهای رفتاری و نظام حقوقی شرق و غرب متأثر از وجود ارزشمند آنهاست. زیرا وجودشان،كاشف روابط نظام حیات بوده و آن را به صورت هدیه برای تعالی، با عناوین به بشریتعرضه نمودند، و آن بدون كم و كاست است، چون كشف بدون تعلق من می باشد، لذا آن عینوجود است، خلاصه كلام این كه وجود از قوانین خودش پاسداری می كند، زیرا كه این چنینبرپا است. پس باید ابدی باقی بماند. از آنجایی كه وجود لایتناهی است، عناوین ارایهشده مجرد این كاشفان همت بلند، در بیان وجود، در حد درك اجتماع بوده، كه رابطهمستقیم به شناخت و نفوذ آن جامعه در قوانین وجود دارد. لذا آن بیان مجرد نسبت بهاین رابطه جلوه های گوناگون می نماید، در حالی كه موضوع یكی بیشتر نیست
.
حالباید عنایت به مفاهیم، لباس و رنگارنگ نام از میان محو گردیده، و اصول همیشه پایدارحقیقت نمودار می گردد
.
پس از این مقدمه كوتاه، می توان گفت كه شرف معماری بیاغراق بیان شرف انسانی است كه خلاصه ای از آن در این تأمل ارایه شد
.
پس معماریفقط ایجاد یك اطاق ساده یا مكعب نیست، بلكه گاهی با حفظ توجه، می توان یك اطاق سادهو بی پیرایه را ملاحظه داشت، كه عظمت حیات در آن زاویه در عشق ابدی و ازلی بایزیدبسطامی ملاحظه نمود. یا این كه از اردبیل، تجلی شیخ صفی كه هنر اصفهان، توسعه وتذهیب آن است، میراث فرهنگ بشری گردد
.
این مثال به شاهد برای تجلی نفوذ ارزشانسان والا، در معماری و اثر آن در فرهنگ قومی و هنری، ارایه شد
.
بهتر است،شناخت محدود در حیطه مسایل معماری، فتوای نقض دیگر موارد امكانی را ننماید، بمانندتجلی قدرت در معماری
......
با نگرشی دیگر، معماری جایگاه ارایه صفتهای موصوفانسانی بوده، اعم از ثروت، قدرت، هنر، ظلم، عدالت ........... بوده، و در بعضیمواقع تداخل چند یا چندین صفت عنوان شده و تاریخ آن را به عنوان دوره های معماریثبت نموده است، كه البته بررسی اجزا موضوعی آن، تقاضای بضاعت های علمی خود را دارد. به خلاصه، از این رو است، كه امروزه مراكز آموزشی معتبر جهانی در خصوص معماری فقطبه یك رشته بسنده نمی نمایند، و از این رو می توان ردیف موضوعهای معماری را به صورتخلاصه بیان نمود. معماری هنر، معماری نور، معماری اقتصاد، معماری بازسازی، معماریفرهنگی، معماری بهداشتی، معماری اقلیم، معماری داخلی، معماری زیست محیطی، معماریفضاهای سبز، معماری محیطی، معماری ارگونومی
...............
امكان شناخت حجماطلاعات نظری و علمی هر یك از این عناوین بیان یك دوره آموزشی است، مفهوم این استكه اطلاعات زیر فصل موضوع چنان نافذ و گسترده در موضوع شده است، كه در حوصله یكرشته علمی نمی گنجد. لذا در فاصله زمانی معین امكان انتقال تجربه و اطلاعات بهدیگری را از دست می دهد. از این رو تقسیم بندی های كنونی ایجاد گردید، تا هر نفر دردوره زمانی معین توان فراگیری را داشته باشد
.
ناگفته نماند قرابتهای موضوعی درساختار معماری جز مسایل آموزشی لاینفك است، مانند: آموزش سازه، تأسیسات ......... كه جز آموزشهای اصلی است. یك معمار مفاهیم ایمنی را در كمیت و كیفیت می سنجد یعنینه فقط به امنیت فیزیك ساختمان می اندیشد، بلكه به ایمنی رفتار كه عدم آن تخریبفرهنگی با آن است، هم می اندیشد. زیرا هم چنان كه معلوم است دیوارها، راهروها،فضاهای باز و بسته یك واحد یك مجموعه تلقین رفتار و عادت می كند كه به تكرار نامدیگر آن سنت است
.
حال اگر رعایت نحوه جایگزینی یا ردیف نمودن اجزا معماری كه باسنتهای اخلاقی و انسانی همراه نباشد را بنماییم قطعا" عمل تخریب فرهنگی را به جایآورده ایم
.
رعایت مفاهیم سنت هم نوا در اجرا معماری شرط بوده تا تربیت تلقینیقومی، اعم از پیرو جوان رعایت شده باشد. ولی متأسفانه ناهمگونی آن چنان شده كه كمترجوانی است كه یاد ایامی را كه در منازل گذشته خود پیموده است، به یاد بیاورد، زیراكه از توان تطبیقی انسان در قالب سازه های اجباری سوء استفاده شده است. در نتیجههیچ همنوایی بین تربیت مدرسه، خانه و فضا وجود ندارد، كه هیچ، بلكه مفاهیم اینعناوین عامل مخدوش نمودن یكدیگر هم هستند. پس می توان گفت كه بار مسیولیت فرهنگی واعتلای یك قوم، یك ملت، در نحوه كار طراحی معمار است
.
امید است كه این حرفه باهمنوایی با دیگر علوم ارزشمند، مسیولیت اعتلای حرفه خود را كه همانان زیر مجموعهمقام والای انسانی است را به انجام برساند.

 

() نظرات